
کافی است از یک دهه شصتی یا دهه هفتادی بپرسید مدرسهی زمان شما چطور بود؟ پاسخی که دریافت میکنید در این چند عبارت خلاصه میشود: «کتاب و مشق و هرازگاهی هم کار به صورت آفلاین با کامپیوتر». حالا برگردیم به اوضاع و احوال این روزها که حتی تصور آموزش بدون لپتاپ، تبلت و گوشیهای هوشمند برای نسل جدید غیرممکن است.
در یک دههی گذشته، به واسطهی پیشرفت تکنولوژی، آموزش و یادگیری در سراسر جهان تغییرات اساسی کرده است. کلاسهای از پیش ضبط شده، موک، دورههای مبتنی بر هوش مصنوعی و استفاده از واقعیت مجازی در دورههای آموزشی نشان از این دارد که آموزش بیشتر به سمت شخصیسازی رفته تا تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد. پذیرش این روشها از سوی افراد سبب شده تا موسساتی در راه تکنولوژیهای آموزشی گام بردارند تا آموزش را برای همه قابل دسترس و مقرون به صرفه کنند و سبب شوند تا آموزش برای افراد بیشترین بازدهی را داشته باشد.
در هند، نتایج موفق بسترهای آموزشی مبتنی بر تکنولوژی سبب شد تا تغییرات بزرگی در تکنیکهای قدیمی مدارس به وجود آید. گرچه پشت تمام این نتایج موفق شکست، پشتکار، استقامت و ساعتها کار و زحمت است.
در اینجا به نکات و تجربیاتی که این موسسات در بخش آموزش به آن دست یافتند میپردازیم:
- شناخت مدل تجاری
میگویند که مدل تجاری اولویت بیشتری از خودِ تجارت دارد؛ و این یعنی باید حسابی فکر کنید که چطور قرار است درآمد کسب کنید و چهکسانی قرار است محصولات و خدماتتان را بخرند. اکثر استارتآپهای آموزشی در تعریف مشتری هدف خود ناتوانند. مثلا آیا هدفشان مدارس است، یا والدین بچههایی که به مدرسه میروند؟ همچنین در فهم پرسونای مشتری به مشکل برمیخورند. مثلا اینکه مشتریان کدام طبقه از جامعه را شامل میشوند که در هدفگذاری و جذبشان امری ضروری است.
همانطور که یک استارتآپ با مدل تجاری تجارتبهتجارت (B2B) ، باید بر روی ارتباطات قوی با مدارس و دیگر موسسات آموزشی تمرکز کند، در یک استارتآپ با مدل تجاری تجارتبهمشتری(B2C) ، باید آنقدر بر جذب اعتماد والدین کار شود تا آنها درمورد استفادهی فرزندانشان از محصولات و خدمات بِرَند شما احساس امنیت کنند.
از آنجایی که در مدل تجاری تجارتبهمشتری، موسسات آموزشی بزرگترین واسط و رقیب شما در جذب مخاطبان هدف شما هستند، انتخاب استراتژی مناسب در عرضه به بازار از اهمیت بالایی برخوردار است.
- شناخت نیاز مصرفکننده/بازار
آموزش و سلامت از بخشهای بزرگی هستند که سبب توسعه و پیشرفت یک جامعه میشوند. در راه دستیابی به محصول و تکنولوژی عالی، اکثر موسسات هدف غایی تجارت خود را از یاد میبرند که همان فهم مشکلات اساسی است که سعی در حل آنها را دارند. موسسات باید درخصوص خدمات و محصولاتشان شناخت و اطمینان داشته باشند و آنها را با نازها و ظرفیتهای بازار و مشتریان هدفشان همسو کنند تا بتوانند معاملهای پرسود داشته باشند.
- معرفی راهحلی موفقیتآمیز برای مشکلی بزرگ
درحالحاضر سیستم آموزشی سیستمی آکادمیک است که در آن نمره بر یادگیری و رشد شخصیت دانشآموز برای والدین ارجحیت دارد. موسساتی که راهحلهایی موثر دربارهی رشد و یادگیری کودکان ارائه میدهند، باید راههای ارتباطی قوی و صریحی داشته باشند و تاثیرات مثبت خدمات و محصولات خود را روی یادگیری کودکان به خوبی روشن کنند.
اکثر موسسات بر روی راهحلهایی کار میکنند که تنها برای یک درصد از جمعیت آن کشور قابل دسترس است و تنها طبقات مرفه جامعه توان استفاده از آنها را دارند. این موسسات موظف هستند دیدی فراتر از این بازارهای کوچک داشته باشند و قشر وسیعتری را مخاطب محصولات و خدمات خود قرار دهند.
- ایجاد آگاهی از برند و نشاندادن حسننیت
والدین در اعتماد به برندهای جدید، مخصوصا در حوزهای که با آیندهی فرزندانشان سروکار دارد، بی میلاند. توسعهی برند و اثبات حسننیت به والدین یا مخاطبان هدف مستلزم صبر و تحمل و تلاش بیوقفه است تا وعدههای داده شده عملی شود و استراتژی برند استواری ساخته شود. زحمت فراوانی لازم است تا خصوصیات برند شناخته شود و پایهی اعتماد بین موسسات و مخاطب هدف ساخته شود. در این راه هیچ چیز بهتر از توصیه و معرفی از سوی دیگران مُثمرثمر نیست.
- برقراری ارتباطی مستحکم، کلید رشد و توسعه
استارتآپها منابع محدودی دارند، بنابراین مهم است که ارتباط محکمی با شرکتهای همکاری ایجاد کنند که بازار هدف یکسانی دارند. چنین ارتباطاتی میتواند نرخ رشد را به سرعت بالا ببرد بدون اینکه محدودیت منابع استارتآپ مانعی برایش به حساب آید.